تبليغاتX
Lilypie 4th Birthday PicLilypie 4th Birthday Ticker عشق مامان و بابا
بابا جونی روزت مبارک

بابا جونی ممنون که اینقدر خوبی. ممنون اینقدر به مامانی کمک میکنی. ممنون از اینکه علاوه بر کار بیرون تو کار خونه هم یک عالمه کمک میکنی  غذا درست میکنی ظرف میشوری خونه را مرتب میکنی و  خلاصه هر کاری که از دستت بر بیاد برامون میکنی. ممنون از اینکه وقتی مامانی میره دانشگاه شایان را به بهترین نحو  نگه میداری تا مامانی خوب درس بخونه و واسه همین فداکاریهات هست که مامانی این ترم همه نمراتش آ شد و فقط یک ب داشت. ممنون از اینکه  از تماشای بیس بالت میزنی تا شایان کارتونش را نگاه کنه .ممنون از اینکه لگدهای شبانه شایان را تحمل میکنی. ممنون از اینکه همه سعیت را میکنی تا بهترینها را برامون فراهم کنی. ممنون از اینکه بهترین بابای دنیا هستی.یک دنیا ممنون عزیزم

 

هفته پیش تولد بابا جونی بود و ما هم یک عالمه براش کادو خریده بودیم  و من هزار بار اونها را کادو پیچیدم وشایان دوباره بازشون کرد وقتی هم کادوها را به بابایی دادیم شایان نشست با حوصله همه را باز کرد تا بابایی میخواست بهشون دست یزنه شایان از دستش میکشید و میگفت  mine  خلاصه نذاشت بابایی کادوهاشو لمس کنه دیگه آخرهاشم خسته شده بود چون هر چی باز میکرد میدید هیچی برای اون نیست بخاطر همین دیگه کادوهای آخر را با بی میلی باز میکرد و اول میگرفت دستش و کمی با زبون خودش که ما نمیفهمیدیم درباره کادو حرف میزد (فکر کنم گله میکرد که چرا هیچی مال اون نیست) بعد یواش یواش شروع میکرد به باز کردن. وقتی همه کادو ها را باز کرد بعد همه کاغذ کادوها را که ریز ریز شده بود(چون خودش باز کرده بود مثل یک موش کوچولو کاغذها را ریز ریز کرده بود) را جمع کرد و ریخت تو آشغال دونی بدون اینکه ما چیزی بهش بگیم خیلی جدی هم این کار را میکرد . همون روزی که من کادوهای تولد بابایی را کادو پیچیدم کادو روز پدر را هم کادو پیچیدم و تو کمد قایمش کردم تا اینکه چند روز پیش پسری تو کمد پیداش کرد و ذوق کنان اورد و بهم نشون داد هر چی خواستم بازم تو کمد قایم کنم رضایت نداد و میخواست که بازش کنه و این شد که بابایی کادوشو چند روز جلوتر دریافت کرد.

بابابزرگی مهربون روزتون مبارک باشه

روز همه باباهای مهربون جهان مبارک  



Mon 16 Jun 2008 | 4:6 AM | paybarah |