پسری مامان حسابی دیگه حرف میزنه بیشتر انگلیسی.اعداد را تا ۱۰ به انگلیسی میشمره. اکثرا من را صدا میکنه baby و گاهی میاد تو چشمام نگاه میکنه و با دستش صورتمو لمس میکنه و میگه : you are so cute baby من نمیدونم این شیطون بلا این حرفها را از کجا یاد میگیره من و باباش که با هم فارسی حرف می زنیم.
یا اینکه میاد اروم میزنه رو شونه ام و میگه come here baby come here بعد که من میرم جلو صورتم را میبوسه.اگه بدونین چه قندی تو دلم آب میشه.
از صدای بلند خیلی میترسه .اگه بریم دستشویی مال و اونجا از این دست خشک کن های برقی باشه به شدت از صداش میترسه یا از صدای سشوار.(یادش بخیر ما که کوچیک بودیم یکی از هیجانهای سفرمون به رامسر این بود که بریم دستشویی هتل بزرگ رامسر و با این دست خشکن ها بازی کنیم و با اینه های تو دستشویی که سراسر دیوار جلو هم بودن و ازمون هزاران تا نشون داده میشد یکی در میون از جلو عقب بازی کنیم) .
گاهی که من بغل بابایی نشستم شایان تند تند میاد وسطمون. بابایی میگه she's my wife از اون طرف شایان میگه NOOOO she's MY wife هی بابایی بهش میگه نه همسر منه و مامان تو .شایان با عصبانیت میگه نه she's my wife
بچه خیلی آرومیه و من عاشقشم خیلی زیاد.هنوز هم خیلی خیلی سخت میخوابه و واسه همین صبح ها حسابی باهاش مشکل دارم. هنوز نمیدونم چه جوری باید از کهنه بگیرمش .یک روز یک شورت خوشگل وال ای پوشوندمش و خودشم یک عالمه ذوقش را داشت و منم هر بیست دقیقه میخواستم بنشونمش رو لگن ولی اصلا دوست نداشت بشینه تا اینکه تو شورتش جیش کرد و حسابی از این موضوع ترسید .تو پوشکش حسابی احساس امنیت میکنه و خیلی دوسش داره.
تنها غذاهایی که میخوره : وافل ، چیکن ناگتس(تکه های کوچولوی مرغ سوخاری شده)، برنج سفید،بلال ، سیب، با ساقه نعناع.عاشق ساقه نعناع هست خیلی زیاد دفعه پیش که رفته بودیم رستوران ایرانی ،اینجا قبل از غذا یک زیر دستی نعناع با نون و کره میارن ما چهار زیر دستی نعناع گرفتیم که شایان همه ساقه هاشو خورد(نعناع ها را تمیز نمیکنن همونجوری با ساقه میارن) دیگه رومون نشد بازم بخوایم وگرنه پسری بازم میخواست.کباب کوبیده رو زغال هم خیلی دوست داره که امکان تهیه اش فقط تابستونهاست یا تو رستوران ایرانی.



