ناخون های پام را لاک صورتی مایل به قرمز زدم و روش را با سفید طرح انداختم.شایان میاد ناخونهامو میبینه و میگه: هندونه!!! ( این یکی از محدود کلماتی هست که با فارسی اش راحت تره تا انگلیسی اش)
٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪
shayan:momy ,are we going to playground?
momy:no mama, today is rainy and playground is wet,we can not go there
shayan:momy ,please give me a napkin
بچه ام میخواد با دستمال کاغذی همه زمین بازی را خشک کنه!
٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪
میفهمم که شایان یاد گرفته از یک تا ده را به اسپانیایی(زبان دوم آمریکا) بشماره، از خودم خجالت میکشم و تصمیم میگیرم فارسی اش را هم بهش یاد بدم . موقع پایین اومدن، پله ها را به فارسی میشماریم(موقع بالا رفتن به اسپانیایی شمرده بود که من فهمیده بودم تا ۱۰ بلده بشماره). شب داره برای خودش بازی میکنه شروع میکنه به شمردن: یک ،دو ، سه ، کواترو
(کواترو= چهار به اسپانیایی)
٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪
shayan:momy ,I love you
momy:
I love you more
shayan:no momy ,I love you SHAYAN
بچه ام فکر کرده مور یک کسی هست که امده جاشو گرفته
٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪
شایان مدتی هست که یک دوست خیالی داره که همه کارهای بد شایان را انجام میده برام خیلی جالبه که این دوست خیالی از کجا اومده.اسمشم جرج هست ما هیج کس را دور و برمون به اسم جرج نداریم یا تو مهد کودک قبلی شایان.خلاصه همه کارهای بد را جرج انجام میده و مامان به شایان میگه به جرج بگه این کار درستی نیست و انجام نده و شایانم بهش میگه و جرج هم سریع گوش میکنه
٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪
من خیلی دلم میخواد که اینجا عکس بگذارم میشه بهم بگین از کجا میتونم عکس اپلود کنم؟
٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪
شایان هنوز پوشک میگیره از ایران بهم زنگ میزنن میگن از پوشک گرفتیش؟ اینجایی ها میگن نباید مجبورش کنی چون نتیجه عکس داره باید خودش اماده باشه خلاصه ما انواع و اقسام لگن را براش خریدیم تا اماده باشیم از لگنی که براش اهنگ میزنه و تشویقش میکنه بگیر تا لگن تاشو برای بیرون. بعضی موقع ها برای دو سه دقیقه میشینه رو لگن و با دهنش صدای آب در میاره(میگه:ششششششش ، از من یاد گرفته) بعد ذوق میکنه و برای خودش دست میزنه و میخواد پوشکش را بپوشه.من فقط میخوام که یک بار انجام بده که بهش نشون بدم چیه
هرگونه راهنمایی از مادرهای گرامی پذیرفته میشود!!!
٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪
شایان به شدت از ساحل بدش میاد.تا پارسال عاشقانه دوسش داشت امسال که واسه اولین بار رفته بودیم شایان با ذوق و شوق با باباجونیش رفتن کنار اب و بابایی اومد باهاش بازی کنه موج که نزدیک شد بابایی با بازی بهش گفت بدوییم و فرار کنیم که یکهو دیدیم شایان شروع کرد به دویدن بدون اینکه به پشتش نگاه کنه همه ساحل را دوید تا اسکله چوبی که برای پیاده روی هست(فاصله اش زیاده تا آب) که اونجا یک نفر نگهش داشت که ما بهش برسیم.از اون روز به بعد حاضر نمیشه پاشو رو شن بگذاره و هر وقت میریم با گریه و داد و فریاده.
چند هفته پیش که رفته بودیم ویلای عمو و زن عموش با اونها رفته بود کنار رودخونه و یک عالمه اب بازی کرده بود(کنار رودخونه سنگی بود و شنی نبود) ولی این هفته که رفته بودیم ساحل اولش اینقدر گریه کرد تا اخرش به بهانه حباب بازی(که خیلی دوست داره) حاضر شد بمونه بعد براش کایت المو هوا کردم که خیلی ذوقش را داشت ولی یک بار که کایتمون سقوط کرد بدو بدو رفته کایتش را برداشته و میگه:
Elmo ,Are you OK?
٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪
اولین فیلم کارتونی که نگاه کرده ماداگاسکار هست که خیلی دوستش داره(کلا خیلی خیلی به حیوانات علاقه مند هست) من از شخصیت هیپو تو فیلم خوشم میاد حالا امشب هی بهم میگفت تو هیپو هستی منم زیبرا هستم.بعد من وسطهاش یادم میرفت و بهش میگفتم مثلا شایان بیا دندونت را مسواک بزن که یکهو میدیدم با عصبانیت میاد بهم میگه هیپو ، من زیبرا هستم.
عموش هم براش یک دوربین سه بعدی خریده(از اونهایی که زمان بچگی ما فقط مال کعبه اش بود و فقط از عربستان میومد) و مال شایان حیوانات هست که عاشق این دوربینش هست همش دستشه.