اعتماد به نفس
داره رو تخت بپر بپر میکنه که محکم میوفته روم و من از درد ناله میکنم و با اخم نگاش میکنم که میگه:
I am OK mommy
I am OK mommy
من شهریور 1383 با همسر مهربونم ازدواج کردم و به نیویورک آمدم وساعت 16 دقیقه بامداد روز 16 اسفند 1384 پسریم به جمع خانواده کوچولومون پیوست من اینجا از شایانم مینویسم